|
جنگ نرم و فناوری | ||
|
واژه ها روح دارند جسم نه... ولی خاطره میشن میان دست میکشن لای موهات... یک عادتی بود به یک نفر میگفتم عزیز ... م مالکیت نداشت عزیز بود عزیز همه و فردی دوست داشتنی... القصه خونه میهمانی شد و رجال فامیل بودن و شخصی که نامش عزیز بود با اون عزیز ما متفاوت... اون اسمش واقعا عزیز بود سینی چایی اماده شد و طبق عادت همیشگی صداش کردم عزیز...بیا سینی چای رو ببر.... تصور کنید دو عزیز یک جا و... اونی که اسمش عزیز بود و سنی نزدیک پدرم هاج و واج و روی دو زانو نشسته پاسخ داد بله خواهرم کاری داشتید با من... جمع درحال ریسه رفتن و این شد پایان غم انگیز عزیز گفتن های من رد انگشتان خاطره عزیز همچنان کنارم هست گاهی درد دارد و گاهی شوق [ دوشنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۴ ] [ 7:58 ] [ sahba ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||